تبليغاتX
بیگانه ای بر لب رودخانه

بیگانه ای بر لب رودخانه
هر چه دل تنگت می خواهد بنویس  
هندویی عقربی را دید که در آب برای نجات خویش دست و پا می زد . هندو به قصد کمک انگشتش

 را به طرف عقرب دراز کرد اما عقرب نیشش زد ، با این وجود مرد هنوز تلاش می کرد تا عقرب

 را از آب بیرون بیاورد اما عقرب دوباره او را نیش زد . مردی در آن نزدیکی به او گفت : چرا از

 نجات عقربی که مدام نیش می زند دست نمی کشی ؟ هندو گفت : عقرب به اقتضای طبیعتش نیش

 می زند ، طبیعت عقرب نیش زدن است و طبیعت من عشق ورزیدن . چرا باید از طبیعت خود که

 عشق ورزیدن است ، فقط به علت اینکه طبیعت عقرب نیش زدن است ، دست بکشیم .

هیچ گاه از عشق ورزیدن دست نکش . همیشه خوب باش . حتی اگر اطرافیانت نیش بزنند.

                                                    از کتاب داستان های کوتاه ، گرد آوری و ترجمه سید ابوالفضل نعمت اللهی

[ شنبه بیست و یکم شهریور 1388 ] [ 12:14 ] [ اکباتانی ]
.: Weblog Themes By Iran Skin :.

درباره وبلاگ

سلام
برای تبادل لینک در بخش نظرات اعلام کنید

برای این که مطالب زیاد است به بخش موضوعات کلیک کنید تا تمام مطالب هر روز را کامل ببینید

نویسنده وبسایت و انجمن شوید

http://biganerodkhane.blogfa.
com/post-128.aspx


یا حق
موضوعات وب
امکانات وب
فروش بک لینک طراحی سایت
Online User